X
تبلیغات
رایتل

ترنم

قهر و آشتی

 

از چهارشنبه می دانستم که روز شنبه با او آشتی می کنم البته چهارشنبه تقریبا نصفه و نیمه با هم آشتی کرده بودیم او به علی گفته بود که خیلی من رو دوست دارد البته من هم ته دلم او را دوست داشتم ولی یک چیزی مانع می شد که با او آشتی کنم چهارشنبه دل به دریا زدم و به علی  گفتم که من هم خیلی او را دوست دارم مطمئن بودم که علی این را به او می گوید تا صبح کلی خواب دیدم آن قدر توی فکر بودم که نفهمیدم کی به مدرسه رسیدم پیش دوستم حسین رفتم بالاخره علی رسید ازش پرسیدم وقتی حرف من را به او گفتی چی شد ؟ علی گفت : خیلی خوشحال شد . پرسیدم : حالا آمده . گفت نه از سرویس جا مانده .

زنگ خورد اما او هنوز به مدرسه نرسیده بود . هزار جور فکر و خیال در سرم بود . برنامه صبحگاهی هم تمام شد . اما هنوز او نیامده بود . زنگ اول فارسی داشتیم معلم فارسی به کلاس آمد دیگر داشتم مطمئن می شدم که آن روز به مدرسه نمی آید . اما ناگهان در باز شد و او وارد کلاس شد . اول به من نگاه کرد . اما من آمادگی نگاه کردن نداشتم . زنگ فارسی تمام شد . نمی توانستم سر کلاس بنشینم به همین خاطر به کلاس دوم رفتم . زنگ تفریح تمام شد . باید سر کلاس می رفتم اما می ترسیدم حسین مرا به زور داخل کلاس کرد فورا سر جایم نشستم و مشغول ور رفتن با کیفم شدم  علی آمد بالای سرم و گفت : دلت می خواهد با او آشتی کنی ؟ گفتم: آره  گفت : یعنی چه ؟ شما هر دویتان می خواهید با هم آشتی کنید اما با هم قهرید . الان آشتی تون می دهم . علی رفت و کمی با او صحبت کرد بعد هم هر دو آمدند پیش من . علی گفت : سجاد بلند شو . بلند شدم . من و او روبروی هم ایستاده بودیم و به گفشهای هم خیره شده بودیم ......

عاشقی


   عکس : حجت الله عطایی                                                                                                                                

تنهایی آغازی برای عاشقی بود

آغاز راه و ابتدای عاشقی بود
دلدادگی زیباترین تقدیر من شد
اما جدایی انتهای عاشقی بود
عالیترین بخش کتاب قصه ی عمر
فصل قشنگ ماجرای عاشقی بود
تنها دعای مستجابم را بگویم؟
از بخت خوبم آن دعای عاشقی بود
در کوچه باغ خاطرات دور و نزدیک
هرجا گذشتم رد پای عاشقی بود
در هق هق تنهایی شبهای بی تو
تنها رفیقم های های عاشقی بود
جادوی نزدیکی ما با هم،غریبه!
حس قشنگ و آشنای عاشقی بود
شیرین ترین زهری که نوشیدم به عمرم
معجون سرتاسر شفای عاشقی بود
دیدی چه بی پروا به هم دل بسته بودیم
از بس هوای ما هوای عاشقی بود
فایده ای دیگر ندارد عمر بی تو
عمر مفیدم سالهای عاشقی بود

 محمد قادری (صبا)

فروش مجموعه بینظیری از دوربین ها برروی Ebay

یک کالیفرنیایی علاقمند به عکاسی مجموعه بی نظیری از دوربین های خود را که طی ۵۰ سال گذشته جمع آوری کرده، برای فروش برروی وبسایت Ebay قرار داده است. این مجموعه شامل بیش از ۱۰۰۰ عدد دوربین مختلف از شرکت هایی مانند Canon, Nikon, Polaroid, Yashica و Mamiya می باشد.

در بین این مجموعه انواع و اقسام مدل های مختلف دوربین وجود دارد. قیمت پیشنهادی این فروشنده برای این مجموعه بی نظیر و فوق العاده از ۳۴.۹۹۹ دلار شروع شده و هم اکنون علاقمندان برای بدست آورده آن می توانند پیشنهادهای خود را ارائه بدهند. فروشنده اعلام کرده که این مجموعه را با ۵۰۰۰ دلار به هر نقطه ای در دنیا ارسال خواهد کرد (۵۰۰۰ دلار هزینه پستی ارسال این مجموعه است).


شما هم در صورتیکه به این مجموعه علاقمند شده اید و می خواهید آن را بدست آورید می توانید پیشنهاد خود را در وبسایت Ebay ارائه دهید.

یاد ایام



یادگاری های مدرسه

فاطمه بهبودی در میان برگزیدگان مستر کلاس ورلد پرس فوتو 2013


بنیاد ورلدپرس فوتو اسامی ۱۲ عکاس جوان برگزیده برای بیستمین دوره مستر کلاس سالیانه این بنیاد را اعلام کرد و نام فاطمه بهبودی از ایران نیز در میان برگزیدگان دیده می شود.

در این مسترکلاس ۶ روزه که از ۲ تا ۸ نوامبر ۲۰۱۳ در آمستردام هلند برگزار خواهد شد، عکاسان برگزیده با ۶ کارشناس مجرب در مورد مسائل تکنیکی و بصری کارهایشان به گفتگو و تبادل آرا خواهند پرداخت. دوازده عکاس برگزیده امسال از میان ۱۷۴ عکاس از ۵۴ کشور انتخاب شده اند و همراه با فاطمه بهبودی، عکاسانی از روسیه، اسپانیا، ایالات متحده، ویتنام، فرانسه، بلژیک، فلسطین، گرجستان و فیلیپین نیز حضور دارند.

فاطمه بهبودی سومین عکاس ایرانی است که موفق به حضور در این دوره می شود. پیش از او نیوشا توکلیان در سال ۲۰۰۶ و علی اکبر شیرژیان در سال ۲۰۰۹ موفق به حضور در مسترکلاس ورلدپرس فوتو شده بودند.

1 2 >>